沙姆斯集 抒情詩 3125 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۱۲۵

  1. از این جان ظاهر به جان آمدم من کز این جان ظاهر شود جان نهانی

G3125:8

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 بتا گر مرا تو ببینی ندانی·به جان لاله زارم به رخ زعفرانی
  2. 2 بدادم به تو دل مرا تو به از دل·سپارم به تو جان که جان را تو جانی
  3. 3 هزاران نشان بد ز آه و ز اشکم·کنون رفت کارم گذشت از نشانی
  4. 4 تو شاه عظیمی که در دل مقیمی·تو آب حیاتی که در تن روانی
  5. 5 تو هم غیب بینی تو هم نازنینی·نگفتند هرگز تو را لن ترانی
  6. 6 چو سرجوش کردی چه روپوش کردی·تو روپوش می‌کن که پنهان نمانی
  7. 7 زهی تلخ مرگی چو بی‌تو زید جان·چو پیش تو میرم زهی زندگانی
  8. 8 از این جان ظاهر به جان آمدم من·کز این جان ظاهر شود جان نهانی
  9. 9 میان دو جان مانده بودیم حیران·که می‌گفت اینی که می‌گفت آنی
  10. 10 یکی جان جنت یکی جان دوزخ·یکی جان ظلمت یکی جان عیانی
  11. 11 چه جنت چه دوزخ توی شاه برزخ·بخوانی بخوانی برانی برانی

ganjoor: sh3125 · public domain