沙姆斯集 抒情詩 3148 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۱۴۸

  1. هر کی پیرست هم جوان گردد چون دهد عشق آب حیوانی

G3148:8

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 تا شدستی امیر چوگانی·ما شدستیم گوی میدانی
  2. 2 ما در این دور مست و بی‌خبریم·سر این دور را تو می‌دانی
  3. 3 چون به دور و تسلسل انجامد·نکته ابتر بود به ربانی
  4. 4 لیک دور و تسلسل اندر عشق·شرط هر حجتست و برهانی
  5. 5 گوش موشان خانه کی شنود·نعره بلبل گلستانی
  6. 6 چشم پیران کور کی بیند·شیوه شاهدان روحانی
  7. 7 هر کی کورست عشق می‌سازد·بهر او سرمه سپاهانی
  8. 8 هر کی پیرست هم جوان گردد·چون دهد عشق آب حیوانی
  9. 9 جمله یاران ز عشق زنده شدند·تو چنین مانده‌ای چه می‌مانی
  10. 10 خرسواری پیاده شو از خر·خر به میدان نباشد ارزانی
  11. 11 خرسواره چرا شدی شاها·خسروی وز نژاد سلطانی
  12. 12 لایق پشت خر نباشی تو·تو معود به پشت اسپانی
  13. 13 در جنود مجنده بودی·ای که اکنون تو روح انسانی
  14. 14 گفتنی‌ها بگفتمی ای جان·گر نترسیدمی ز ویرانی

ganjoor: sh3148 · public domain