沙姆斯集› 抒情詩 3157› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۱۵۷
- ای دل اندر اصول وصل گریز که بسی در فراق جان کندی
G3157:6
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 آنکه چون ابر خواند کف ترا·کرد بیداد بر خردمندی
- 2 او همیگرید و همیبخشد·تو همیبخشی و همیخندی
- 3 همچو یوسف گناه تو خوبیست·جرم تو دانش است و خرسندی
- 4 او چو سرکهست و میکند ترشی·دوست قندست و میکند قندی
- 5 چشم مریخ دارد آن دشمن·تو چو مه دست زهره میبندی
- 6 ای دل اندر اصول وصل گریز·که بسی در فراق جان کندی
- 7 قطرهٔ باز رو سوی دریا·بنگر تا به پیش او چندی
- 8 قوت یاقوت گیر از خورشید·تا در اخلاق او به پیوندی
ganjoor: sh3157 · public domain