沙姆斯集› 抒情詩 3185› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۱۸۵
- صراحیوار خون گریم به پیشش بجوشم همچو می در بیقراری
G3185:4
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 عزیزی و کریم و لطف داری·ولیکن دور شو، چون هوشیاری
- 2 نشاید عاشقان را یار هشیار·ز هشیاران نیاید هیچ یاری
- 3 مرا یکدم چو ساقی کم دهد می·بگیرم دامن او را به زاری
- 4 صراحیوار خون گریم به پیشش·بجوشم همچو می در بیقراری
- 5 که از اندیشه بیزارم، بده می·مرا تا کی به اندیشه سپاری؟!
- 6 چه حیله سازم ای ساقی؟! چه حیله؟!·که حیله آفرین و حیلهکاری
- 7 به حجت هر دمم بیرون فرستی·که بس باغیرتی و تنگ باری
- 8 برون و اندرون و جام و می نیست·ولیکن در سخن اینست جاری
- 9 قفی یا ناقتی هذا مناخ·ولا تسرین من هذاالدیار
- 10 فدیتالعشق ما احلی هواه·تقطع فی هواه اختیاری
- 11 فلا تشغلنی یا ساقی بلهو·واسکرنی بکاسات کبار
- 12 ایا بدرالتمام اطلع علینا·بحق العشق اسمع، لاتمار
- 13 وخلصنی منالدنیا واسکر·فلا ادری یمینی من یساری
ganjoor: sh3185 · public domain