沙姆斯集› 抒情詩 329› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۲۹
- بر آن زشت بخندید که او ناز نماید بر آن یار بگریید که از یار بریدهست
G329:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 بیایید بیایید که گلزار دمیدهست·بیایید بیایید که دلدار رسیدهست
- 2 بیارید به یک بار همه جان و جهان را·به خورشید سپارید که خوش تیغ کشیدهست
- 3 بر آن زشت بخندید که او ناز نماید·بر آن یار بگریید که از یار بریدهست
- 4 همه شهر بشورید چو آوازه درافتاد·که دیوانه دگربار ز زنجیر رهیدهست
- 5 چه روزست و چه روزست چنین روز قیامت·مگر نامه اعمال ز آفاق پریدهست
- 6 بکوبید دهلها و دگر هیچ مگویید·چه جای دل و عقلست که جان نیز رمیدهست
ganjoor: sh329 · public domain