沙姆斯集› 抒情詩 338› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۳۸
- مگو «باشد که او ما را نخواهد» که مرد تشنه را با این چه کارست؟
G338:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 سماع از بهر جانِ بیقرارست·سبک بَرجَه چه جای انتظارست؟
- 2 مشین این جا تو با اندیشهٔ خویش·اگر مردی برو آن جا که یارست
- 3 مگو «باشد که او ما را نخواهد»·که مرد تشنه را با این چه کارست؟
- 4 که پروانه نیندیشد ز آتش·که جان عشق را اندیشه عارست
- 5 چو مرد جنگ بانگ طبل بشنید·در آن ساعت هزار اندر هزارست
- 6 شنیدی طبل برکش زود شمشیر·که جان تو غلاف ذوالفقارست
- 7 بزن شمشیر و مُلک عشق بستان·که ملک عشق ملک پایدارست
- 8 حسین کربلایی، آب بگذار·که آب امروز تیغ آبدارست
ganjoor: sh338 · public domain