沙姆斯集 抒情詩 340 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۴۰

  1. بسی جان که همی‌پرد ز قالب ولی پایش حریف کش گرفته‌ست

G340:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 دگربار این دلم آتش گرفته‌ست·رها کن تا بگیرد خوش گرفته‌ست
  2. 2 بسوز ای دل در این برق و مزن دم·که عقلم ابر سوداوش گرفته‌ست
  3. 3 دگربار این دلم خوابی بدیده‌ست·که خون دل همه مفرش گرفته‌ست
  4. 4 چو سایه کل فنا گردم ازیرا·جهان خورشید لشکرکش گرفته‌ست
  5. 5 دلم هر شب به دزدی و خیانت·ز لعل یار سلطان وش گرفته‌ست
  6. 6 کجا پنهان شود دزدی دزدی·که مال خصم زیر کش گرفته‌ست
  7. 7 بسی جان که همی‌پرد ز قالب·ولی پایش حریف کش گرفته‌ست
  8. 8 ز ذوق زخم تیرش این دل من·به دندان گوشه ترکش گرفته‌ست

ganjoor: sh340 · public domain