沙姆斯集 抒情詩 353 詩節 13 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۵۳

  1. شکن‌هایی که دارد طره او بهای مشک بشکسته‌ست هیهات

G353:13

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 زهی می کاندر آن دستست هیهات·که عقل کل بدو مستست هیهات
  2. 2 بر آن بالا برد دل را که آن جا·سر نیزه زحل پستست هیهات
  3. 3 هر آن کو گشت بی‌خویش اندر این بزم·ز خویش و اقربا رسته‌ست هیهات
  4. 4 چو عنقا برپرد بر ذروه قاف·که پیشش که کمربسته‌ست هیهات
  5. 5 عجایب بین که شیشه ناشکسته·هزاران دست و پا خسته‌ست هیهات
  6. 6 مرا گویی که صبر آهسته‌تر ران·چه جای صبر و آهسته‌ست هیهات
  7. 7 بده آن پیر را جامی و بنشان·که این جا پیر بایسته‌ست هیهات
  8. 8 خصوصا جان پیری‌ها که عقل‌ست·که خوش مغزست و شایسته‌ست هیهات
  9. 9 از آن باغ و ریاض بی‌نهایت·همه عالم چو گلدسته‌ست هیهات
  10. 10 چو گلدسته‌ست پوسیده شود زود·به دشتی رو کز او رسته‌ست هیهات
  11. 11 میی درکش به نام دلربایی·که بس زیبا و برجسته‌ست هیهات
  12. 12 ز بس خون‌ها که او دارد به گردن·خرد را طوق بسکسته‌ست هیهات
  13. 13 شکن‌هایی که دارد طره او·بهای مشک بشکسته‌ست هیهات
  14. 14 خمش کردم خموشانه به من ده·که دل را گفت پیوسته‌ست هیهات

ganjoor: sh353 · public domain