沙姆斯集› 抒情詩 365› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۶۵
- آن دل نبود که باشد او تنگ زان روی که دل فراخ پهناست
G365:6
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 میدان که زمانه نقش سوداست·بیرون ز زمانه صورت ماست
- 2 زیرا قفسیست این زمانه·بیرون همه کوه قاف و عنقاست
- 3 جوییست جهان و ما برونیم·بر جوی فتاده سایه ماست
- 4 این جا سر نکتهایست مشکل·این جا نبود ولیکن این جاست
- 5 جز در رخ جان مخند ای دل·بی او همه خنده گریه افزاست
- 6 آن دل نبود که باشد او تنگ·زان روی که دل فراخ پهناست
- 7 دل غم نخورد غذاش غم نیست·طوطیست دل و عجب شکرخاست
- 8 مانند درخت سر قدم ساز·زیرا که ره تو زیر و بالاست
- 9 شاخ ار چه نظر به بیخ دارد·کان قوت مغز او هم از پاست
ganjoor: sh365 · public domain