沙姆斯集› 抒情詩 375› 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۷۵
- چون رفت در این طلب به دریا دریست اگر چه او یتیمست
G375:8
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 مر عاشق را ز ره چه بیمست·چون همره عاشق آن قدیمست
- 2 از رفتن جان چه خوف باشد·او را که خدای جان ندیمست
- 3 اندر سفرست لیک چون مه·در طلعت خوب خود مقیمست
- 4 کی منتظر نسیم باشد·آن کس که سبکتر از نسیمست
- 5 عشق و عاشق یکیست ای جان·تا ظن نبری که آن دو نیمست
- 6 چون گشت درست عشق عاشق·هم منعم خویش و هم نعیمست
- 7 او در طلب چنین درستی·در پیش سهیل چون ادیمست
- 8 چون رفت در این طلب به دریا·دریست اگر چه او یتیمست
- 9 ای دیده کرم ز شمس تبریز·مر حاتم را مگو کریمست
ganjoor: sh375 · public domain