沙姆斯集› 抒情詩 395› 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۹۵
- مرد بحری دایما بر تخته خوف و رجا است چونک تخته و مرد فانی شد جز استغراق نیست
G395:5
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست·هر چه گفت و گوی خلق آن ره ره عشاق نیست
- 2 شاخ عشق اندر ازل دان بیخ عشق اندر ابد·این شجر را تکیه بر عرش و ثری و ساق نیست
- 3 عقل را معزول کردیم و هوا را حد زدیم·کاین جلالت لایق این عقل و این اخلاق نیست
- 4 تا تو مشتاقی بدان کاین اشتیاق تو بتی است·چون شدی معشوق از آن پس هستیی مشتاق نیست
- 5 مرد بحری دایما بر تخته خوف و رجا است·چونک تخته و مرد فانی شد جز استغراق نیست
- 6 شمس تبریزی توی دریا و هم گوهر توی·زانک بود تو سراسر جز سر خلاق نیست
ganjoor: sh395 · public domain