沙姆斯集 抒情詩 396 詩節 10 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۹۶

  1. خاک پاشی می‌کنی تو ای صنم در راه ما خاک پاشی دو عالم پیش ما در کار نیست

G396:10

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست·جمله شاهانند آن جا بندگان را بار نیست
  2. 2 گر تو نازی می‌کنی یعنی که من فرخنده‌ام·نزد این اقبال ما فرخندگی جز عار نیست
  3. 3 گر به فقرت ناز باشد ژنده برگیر و برو·نزد این سلطان ما آن جمله جز زنار نیست
  4. 4 گر تو نور حق شدی از شرق تا مغرب برو·زانک ما را زین صفت پروای آن انوار نیست
  5. 5 گر تو سر حق بدانستی برو با سر بباش·زانک این اسرار ما را خوی آن اسرار نیست
  6. 6 راست شو در راه ما وین مکر را یک سوی نه·زان که این میدان ما جولانگه مکار نیست
  7. 7 شمس دین و شمس دین آن جان ما اینک بدان·جز به سوی راه تبریز اسب ما رهوار نیست
  8. 8 مست بودم فاش کردم سر خود با یارکان·زانک هشیاری مرا خود مذهب آزار نیست
  9. 9 گر نهی پرگار بر تن تا بدانی حد ما·حد ما خود ای برادر لایق پرگار نیست
  10. 10 خاک پاشی می‌کنی تو ای صنم در راه ما·خاک پاشی دو عالم پیش ما در کار نیست
  11. 11 صوفیان عشق را خود خانقاهی دیگر است·جان ما را اندر آن جا کاسه و ادرار نیست
  12. 12 در تک دوزخ نشستم ترک کردم بخت را·زانک ما را اشتهای جنت و ابرار نیست

ganjoor: sh396 · public domain