沙姆斯集 抒情詩 405 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۰۵

  1. حشم عشق درآمد ربض شهر برآمد هله ای یار قلندر بشنو طبل ملامت

G405:2

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت·که سر و پا و سلامت نبود روز قیامت
  2. 2 حشم عشق درآمد ربض شهر برآمد·هله ای یار قلندر بشنو طبل ملامت
  3. 3 دل و جان فانی لا کن تن خود همچو قبا کن·نه اثر گو نه خبر گو نه نشانی نه علامت
  4. 4 چو من از خویش برستم ره اندیشه ببستم·هله ای سرده مستم برهانم به تمامت
  5. 5 هله برجه هله برجه قدمی بر سر خود نه·هله برپر هله برپر چو من از شکر و غرامت
  6. 6 ببر ای عشق چو موسی سر فرعون تکبر·هله فرعون به پیش آ که گرفتم در و بامت
  7. 7 چو من از غیب رسیدم سپه غیب کشیدم·برو ای ظالم سرکش که فتادی ز زعامت
  8. 8 هله پالیز تو باقی سر خر عالم فانی·همه دیدار کریمست در این عشق کرامت
  9. 9 نکند رحمت مطلق به بلا جان تو ویران·نکند والده ما را ز پی کینه حجامت
  10. 10 نبود جان و دلم را ز تو سیری و ملولی·نبود هیچ کسی را ز دل و دیده سآمت
  11. 11 بجز از عشق مجرد به هر آن نقش که رفتم·بنه ارزید خوشی‌هاش به تلخی ندامت
  12. 12 هله تا یاوه نگردی چو در این حوض رسیدی·که تکش آب حیاتست و لبش جای اقامت
  13. 13 چو در این حوض درافتی همه خویش بدو ده·به مزن دستک و پایک تو به چستی و شهامت
  14. 14 همه تسلیم و خمش کن نه امامی تو ز جمعی·نرسد هیچ کسی را به جز این عشق امامت

ganjoor: sh405 · public domain