沙姆斯集› 抒情詩 41› 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۱
- نور مُسَبِّب بود و هر چه سبب سایه او بیسببی قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِکُلٍّ سَبَبا
G41:9
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 شمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ما·راست بگو شمع رخت دوش کجا بود؟ کجا؟
- 2 سوی دل ما بِنِگر کز هوس دیدن تو·دولت آن جا که در او حسن تو بگشاد قبا
- 3 دوش به هر جا که بُدی دانم کامروز ز غم·گشته بُوَد همچو دلم مسجد لا حول و لا
- 4 دوش همیگشتم من تا به سحر نالهکنان·بَدْرُکَ بِالصُّبحِ بَدا، هَیَّجَ نَومِي وَ نَفیٰ
- 5 سایه نوری تو و ما جمله جهان سایه تو·نور کی دیدست که او باشد از سایه جدا
- 6 گاه بُوَد پهلوی او گاه شود محو در او·پهلوی او هست خدا محو در او هست لَقا
- 7 سایه زده دستِ طلب، سخت در آن نور عجب·تا چو بکاهد بکشد نور خدایش به خدا
- 8 شرح جدایی و درآمیختگی سایه و نور·لا یَتَناهیٰ و لَئِنْ جِئْتَ بِضَعْفٍ مَدَدا
- 9 نور مُسَبِّب بود و هر چه سبب سایه او·بیسببی قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِکُلٍّ سَبَبا
- 10 آینهٔ همدگر افتاد مُسَبِّب و سبب·هر کی نه چون آینه گشتست ندید آینه را
ganjoor: sh41 · public domain