沙姆斯集 抒情詩 419 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۱۹

  1. یک نشان آنک ز سودای لب آب حیات هر زمانی بزند عشق هزار آتش و نفت

G419:3

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 بوسه‌ای داد مرا دلبر عیار و برفت·چه شدی چونک یکی داد بدادی شش و هفت
  2. 2 هر لبی را که ببوسید نشان‌ها دارد·که ز شیرینی آن لب بشکافید و بکفت
  3. 3 یک نشان آنک ز سودای لب آب حیات·هر زمانی بزند عشق هزار آتش و نفت
  4. 4 یک نشان دگر آن است که تن نیز چو دل·می‌دود در پی آن بوسه به تعجیل و به تفت
  5. 5 تنگ و لاغر گردد به مثال لب دوست·چه عجب لاغری از آتش معشوقه زفت

ganjoor: sh419 · public domain