沙姆斯集› 抒情詩 480› 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۸۰
- رضا مده که دلم کام دشمنان گردد ببین که کام دل من به جز رضای تو نیست
G480:5
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 به حق آن که در این دل به جز ولای تو نیست·ولی او نشوم کو ز اولیای تو نیست
- 2 مباد جانم بیغم اگر فدای تو نیست·مباد چشمم روشن اگر سقای تو نیست
- 3 وفا مباد امیدم اگر به غیر تو است·خراب باد وجودم اگر برای تو نیست
- 4 کدام حسن و جمالی که آن نه عکس تو است·کدام شاه و امیری که او گدای تو نیست
- 5 رضا مده که دلم کام دشمنان گردد·ببین که کام دل من به جز رضای تو نیست
- 6 قضا نتانم کردن دمی که بیتو گذشت·ولی چه چاره که مقدور جز قضای تو نیست
- 7 دلا بباز تو جان را بر او چه میلرزی·بر او ملرز فدا کن چه شد خدای تو نیست
- 8 ملرز بر خود تا بر تو دیگران لرزند·به جان تو که تو را دشمنی ورای تو نیست
ganjoor: sh480 · public domain