沙姆斯集 抒情詩 512 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۱۲

  1. ور کلفی باشد عاریتیست قابل داروست و تب افشاریست

G512:4

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 صبر مرا آینه بیماریست·آینه عاشق غمخواریست
  2. 2 درد نباشد ننماید صبور·که دل او روشن یا تاریست
  3. 3 آینه جویی‌ست نشان جمال·که رخم از عیب و کلف عاریست
  4. 4 ور کلفی باشد عاریتیست·قابل داروست و تب افشاریست
  5. 5 آینه رنج ز فرعون دور·کان رخ او رنگی و زنگاریست
  6. 6 چند هزاران سر طفلان برید·کم ز قضا دردسری ساریست
  7. 7 من در آن خوف ببندم تمام·چون که مرا حکم و شهی جاریست
  8. 8 گفت قضا بر سر و سبلت مخند·کاین قلمی رفته ز جباریست
  9. 9 کور شو امروز که موسی رسید·در کف او خنجر قهاریست
  10. 10 حلق بکش پیش وی و سر مپیچ·کاین نه زمان فن و مکاریست
  11. 11 سبط که سرشان بشکستی به ظلم·بعد توشان دولت و پاداریست
  12. 12 خار زدی در دل و در دیدشان·این دمشان نوبت گلزاریست
  13. 13 خلق مرا زهر خورانیده‌ای·از منشان داد شکرباریست
  14. 14 از تو کشیدند خمار دراز·تا به ابدشان می و خماریست
  15. 15 هیزم دیک فقرا ظالمست·پخته بدو گردد کو ناریست
  16. 16 دم نزدم زان که دم من سکست·نوبت خاموشی و ستاریست
  17. 17 خامش کن که تا بگوید حبیب·آن سخنان کز همه متواریست

ganjoor: sh512 · public domain