沙姆斯集 抒情詩 515 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۱۵

  1. ز آینه صد نقش شد و هر یکی آنچ مر او راست میسر گرفت

G515:5

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 خانه دل باز کبوتر گرفت·مشغله و بقر بقو درگرفت
  2. 2 غلغل مستان چو به گردون رسید·کرکس زرین فلک پر گرفت
  3. 3 بوطربون گشت مه و مشتری·زهره مطرب طرب از سر گرفت
  4. 4 خالق ارواح ز آب و ز گل·آینه‌ای کرد و برابر گرفت
  5. 5 ز آینه صد نقش شد و هر یکی·آنچ مر او راست میسر گرفت
  6. 6 هر که دلی داشت به پایش فتاد·هر که سر او سر منبر گرفت
  7. 7 خرمن ارواح نهایت نداشت·مورچه‌ای چیز محقر گرفت
  8. 8 گر ز تو پر گشت جهان همچو برف·نیست شوی چون تَف خور درگرفت
  9. 9 نیست شو ای برف و همه خاک شو·بنگر کاین خاک چه زیور گرفت
  10. 10 خاک به تدریج بدان جا رسید·کز فر او هر دو جهان فر گرفت
  11. 11 بس که زبان این دم معزول شد·بس که جهان جان سخنور گرفت

ganjoor: sh515 · public domain