沙姆斯集 抒情詩 537 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۳۷

  1. هر جا که بینی شاهدی چون آینه پیشش نشین هر جا که بینی ناخوشی آیینه درکش در نمد

G537:9

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود·ای ساقی افزون ده قدح تا وارهیم از نیک و بد
  2. 2 هر آدمی را در جهان آورد حق در پیشه‌ای·در پیشهٔ بی‌پیشگی کرده‌ست ما را نامزد
  3. 3 هر روز همچون ذره‌ها رقصان به پیش آن ضیا·هر شب مثال اختران طواف یار ماه خد
  4. 4 کاری ز ما گر خواهدی‌، زین باده ما را ندهدی·اندر سری کاین می‌رود‌، او کی فروشد یا خرد‌؟
  5. 5 سرمست کاری کی کند؟ مست آن کند که می‌کند·باده خدایی طی کند هر دو جهان را تا صمد
  6. 6 مستی باده این جهان چون شب بخسپی بگذرد·مستی سغراق احد با تو درآید در لحد
  7. 7 آمد شرابی رایگان زان رحمت ای همسایگان·وان ساقیان چون دایگان شیرین و مشفق بر ولد
  8. 8 ای دل از این سرمست شو‌، هر جا روی سرمست رو·تو دیگران را مست کن تا او تو را دیگر دهد
  9. 9 هر جا که بینی شاهدی چون آینه پیشش نشین·هر جا که بینی ناخوشی آیینه درکش در نمد
  10. 10 می‌گرد گرد شهر خوش با شاهدان در کشمکش·می‌خوان تو لااقسم نهان تا حبذا هذا البلد
  11. 11 چون خیره شد زین می سرم خامش کنم خشک آورم·لطف و کرم را نشمرم کان درنیاید در عدد

ganjoor: sh537 · public domain