沙姆斯集 抒情詩 548 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۴۸

  1. سلطنتست و سروری خوبی و بنده پروری و آنچ بگفت ناید آن کز تو به جان عطا رسد

G548:4

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 چشم تو ناز می‌کند ناز جهان تو را رسد·حسن و نمک تو را بود ناز دگر که را رسد
  2. 2 چشم تو ناز می‌کند لعل تو داد می‌دهد·کشتن و حشر بندگان لاجرم از خدا رسد
  3. 3 چشم کشید خنجری لعل نمود شکری·بو که میان کش مکش هدیه به آشنا رسد
  4. 4 سلطنتست و سروری خوبی و بنده پروری·و آنچ بگفت ناید آن کز تو به جان عطا رسد
  5. 5 نطق عطاردانه‌ام مستی بی‌کرانه‌ام·گر نبود ز خوان تو راتبه از کجا رسد
  6. 6 چرخ سجود می‌کند خرقه کبود می‌کند·چرخ زنان چو صوفیان چونک ز تو صلا رسد
  7. 7 جز تو خلیفه خدا کیست بگو به دور ما·سجده کند ملک تو را چون ملک از سما رسد
  8. 8 دولت خاکیان نگر کز ملکند پاکتر·پرورش این چنین بود کز بر شاه ما رسد
  9. 9 سر مکش از چنین سری کاید تاج از آن سرش·کبر مکن بر آن کسی کز سوی کبریا رسد
  10. 10 نقد الست می‌رسد دست به دست می‌رسد·زود بکن بلی بلی ور نکنی بلا رسد
  11. 11 من که خریده ویم پرده دریده ویم·رگ به رگ مرا از او لطف جدا جدا رسد
  12. 12 گر به تمام مستمی راز غمش بگفتمی·گفت تمام چون شکر زان مه خوش لقا رسد

ganjoor: sh548 · public domain