沙姆斯集 抒情詩 557 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۵۷

  1. جز رخ دل نظر مکن جز سوی دل گذر مکن زانک به نور دل همه شعله آن جهان بود

G557:3

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود·جان ز لبت چو می‌کشد خیره و لب گزان بود
  2. 2 تن برود به پیش دل کاین همه را چه می‌کنی·گوید دل که از مهی کز نظرت نهان بود
  3. 3 جز رخ دل نظر مکن جز سوی دل گذر مکن·زانک به نور دل همه شعله آن جهان بود
  4. 4 شیخ شیوخ عالمست آن که تو راست نومرید·آن که گرفت دست تو خاصبک زمان بود
  5. 5 دل به میان چو پیر دین حلقه تن به گرد او·شاد تنی که پیر دل شسته در آن میان بود
  6. 6 راز دل تو شمس دین در تبریز بشنود·دور ز گوش و جان او کز سخنت گران بود

ganjoor: sh557 · public domain