沙姆斯集 抒情詩 566 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۶۶

  1. ز سایه خود گریزانم که نور از سایه پنهانست قرارش از کجا باشد کسی کز سایه بگریزد

G566:4

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد·دو چشم او به جادویی دو چشم چرخ بردوزد
  2. 2 شما دل‌ها نگه دارید مسلمانان که من باری·چنان آمیختم با او که دل با من نیامیزد
  3. 3 نخست از عشق او زادم به آخر دل بدو دادم·چو میوه زاید از شاخی از آن شاخ اندرآویزد
  4. 4 ز سایه خود گریزانم که نور از سایه پنهانست·قرارش از کجا باشد کسی کز سایه بگریزد
  5. 5 سر زلفش همی‌گوید صلا زوتر رسن بازی·رخ شمعش همی‌گوید کجا پروانه تا سوزد
  6. 6 برای این رسن بازی دلاور باش و چنبر شو·درافکن خویش در آتش چو شمع او برافروزد
  7. 7 چو ذوق سوختن دیدی دگر نشکیبی از آتش·اگر آب حیات آید تو را ز آتش نینگیزد

ganjoor: sh566 · public domain