沙姆斯集 抒情詩 585 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۸۵

  1. خداوندا تو می‌دانی که جانم از تو نشکیبد ازیرا هیچ ماهی را دمی از آب نگزیرد

G585:3

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد·مرا مطرب چنان باید که زهره پیش او میرد
  2. 2 یکی پیمانه‌ای دارم که بر دریا همی‌خندد·دل دیوانه‌ای دارم که بند و پند نپذیرد
  3. 3 خداوندا تو می‌دانی که جانم از تو نشکیبد·ازیرا هیچ ماهی را دمی از آب نگزیرد
  4. 4 زهی هستی که تو داری زهی مستی که من دارم·تو را هستی همی‌زیبد مرا مستی همی‌زیبد
  5. 5 هلا بس کن هلا بس کن که این عشقی که بگزیدی·نشاطی می‌دهد بی‌غم قبولی می‌کند بی‌رد

ganjoor: sh585 · public domain