沙姆斯集› 抒情詩 604› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۰۴
- نفس ار چه که زاهد شد او راست نخواهد شد گر راستیی خواهی آن سرو چمن دارد
G604:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد·زخمی چو حسینستش جامی چو حسن دارد
- 2 غم نیست اگر ماهش افتاد در این چاهش·زیرا رسن زلفش در دست رسن دارد
- 3 نفس ار چه که زاهد شد او راست نخواهد شد·گر راستیی خواهی آن سرو چمن دارد
- 4 صد مه اگر افزاید در چشم خوشش ناید·با تنگی چشم او کان خوب ختن دارد
- 5 از عکس ویست ای جان گر چرخ ضیا دارد·یا باغ گل خندان یا سرو و سمن دارد
- 6 گر صورت شمع او اندر لگن غیرست·بر سقف زند نورش گر شمع لگن دارد
- 7 گر با دگرانی تو در ما نگرانی تو·ما روح صفا داریم گر غیر بدن دارد
- 8 بس مست شدست این دل وز دست شدست این دل·گر خرد شدست این دل زان زلف شکن دارد
- 9 شمس الحق تبریزی شاه همه شیرانست·در بیشه جان ما آن شیر وطن دارد
ganjoor: sh604 · public domain