沙姆斯集› 抒情詩 607› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۰۷
- چون لعل لبش دیدی یک بوسه بدزدیدی برخیز ز لعل و کان یعنی بنمی ارزد؟!
G607:2
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد؟!·بی سر شو و بیسامان یعنی بنمی ارزد؟!
- 2 چون لعل لبش دیدی یک بوسه بدزدیدی·برخیز ز لعل و کان یعنی بنمی ارزد؟!
- 3 در عشق چنان چوگان میباش به سر گردان·چون گوی در این میدان یعنی بنمی ارزد؟!
- 4 بی پا شد و بیسر شد تا مرد قلندر شد·شاباش زهی ارزان یعنی بنمی ارزد
- 5 چون آتش نو کردی عقلم به گرو کردی·خاک توام ای سلطان یعنی بنمی ارزد؟!
- 6 بر عشق گذشتم من قربان تو گشتم من·آن عید بدین قربان یعنی بنمی ارزد؟!
- 7 چون مردم دیوانه ویران کنم این خانه·آن وصل بدین هجران یعنی بنمی ارزد؟!
- 8 تا دل به قمر دادم از گردش او شادم·چون چرخ شدم گردان یعنی بنمی ارزد؟!
ganjoor: sh607 · public domain