沙姆斯集 抒情詩 63 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۳

  1. زهی لطف و زهی نوری زهی حاضر زهی دوری چنین پیدا و مستوری کند منقاد صورت را

G63:6

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را·چو آن پنهان شود گویی که دیوی زاد صورت را
  2. 2 چو بر صورت زند یک دم ز عشق آید جهان برهم·چو پنهان شد درآید غم نبینی شاد صورت را
  3. 3 اگر آن خود همین جانست چرا بعضی گران جانست·بسی جانی که چون آتش دهد بر باد صورت را
  4. 4 وگر عقلست آن پرفن چرا عقلی بود دشمن·که مکر عقل بد در تن کند بنیاد صورت را
  5. 5 چه داند عقل کژخوانش مپرس از وی مرنجانش·همان لطف و همان دانش کند استاد صورت را
  6. 6 زهی لطف و زهی نوری زهی حاضر زهی دوری·چنین پیدا و مستوری کند منقاد صورت را
  7. 7 جهانی را کشان کرده بدن‌هاشان چو جان کرده·برای امتحان کرده ز عشق استاد صورت را
  8. 8 چو با تبریز گردیدم ز شمس الدین بپرسیدم·از آن سری کز او دیدم همه ایجاد صورت را

ganjoor: sh63 · public domain