沙姆斯集› 抒情詩 645› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۴۵
- بار دگر از قبله روان گشت رسالت در گوش محمد چو به محراب درآمد
G645:7
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 بار دگر آن آب به دولاب درآمد·وآن چرخهٔ گردنده در اشتاب درآمد
- 2 بار دگر آن جان، پر از آتش و از آب·در لرزه چو خورشید و چو سیماب درآمد
- 3 بار دگر آن صورتِ پنهانیِ عالم·از روزن جان، دوش، چو مهتاب درآمد
- 4 خورشید که میدرَّد از او مشرق و مغرب·از لطف بوَد گر به سطرلاب درآمد
- 5 بار دگر آن صبح بخندید و بتابید·تا خفتهٔ صد ساله هم از خواب درآمد
- 6 بار دگر آن قاضی حاجات ندا کرد·«خیزید که آن فاتح ابواب درآمد»
- 7 بار دگر از قبله روان گشت رسالت·در گوش محمد چو به محراب درآمد
- 8 چون رفت محمد به در خیبرِ ناسوت·نقبی بزد از نصرت و نقاب درآمد
- 9 از بیم مَلک، جمله فلک رخنه و در شد·وز بیم مسبب، همه اسباب درآمد
- 10 آری لقبش بود سعادت بک عالم·زآن پیش که اشخاص به القاب درآمد
- 11 بگشاد محمد در خُمخانهٔ غیبی·بسیار کسادی به میِ ناب درآمد
- 12 از بهر دل تشنه و تسکین چنین خون·آن جام میِ لعل چو عناب درآمد
- 13 خاموش کن امروز که این روز سخن نیست·زحمت مده، آن ساقیِ اصحاب درآمد
ganjoor: sh645 · public domain