沙姆斯集 抒情詩 647 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۴۷

  1. شه را تو شکاری شو کم گیر شکاری کاشکار تو را باز اجل بازستاند

G647:5

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 تدبیر کند بنده و تقدیر نداند·تدبیر به تقدیر خداوند چه ماند
  2. 2 بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند·حیلت بکند لیک خدایی بنداند
  3. 3 گامی دو چنان آید کو راست نهادست·وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
  4. 4 استیزه مکن مملکت عشق طلب کن·کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
  5. 5 شه را تو شکاری شو کم گیر شکاری·کاشکار تو را باز اجل بازستاند
  6. 6 خامش کن و بگزین تو یکی جای قراری·کان جا که گزینی ملک آن جات نشاند

ganjoor: sh647 · public domain