沙姆斯集 抒情詩 652 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۵۲

  1. بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند حیله بکند لیک خدایی نتواند

G652:2

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 تدبیر کند بنده و تقدیر نداند·تدبیر به تقدیر خداوند نماند
  2. 2 بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند·حیله بکند لیک خدایی نتواند
  3. 3 گامی دو چنان آید کو راست نهادست·وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
  4. 4 استیزه مکن مملکت عشق طلب کن·کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
  5. 5 باری تو بهل کام خود و نور خرد گیر·کاین کام تو را زود به ناکام رساند
  6. 6 اشکاری شه باش و مجو هیچ شکاری·کاشکار تو را باز اجل بازستاند
  7. 7 چون باز شهی رو به سوی طبله بازش·کان طبله تو را نوش دهد طبل نخواند
  8. 8 از شاه وفادارتر امروز کسی نیست·خر جانب او ران که تو را هیچ نراند
  9. 9 زندانی مرگند همه خلق یقین دان·محبوس تو را از تک زندان نرهاند
  10. 10 دانی که در این کوی رضا بانگ سگان چیست·تا هر که مخنث بود آن‌اش برماند
  11. 11 حاشا ز سواری که بود عاشق این راه·که بانگ سگ کوی دلش را بطپاند

ganjoor: sh652 · public domain