沙姆斯集 抒情詩 667 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۶۷

  1. چه داند لطف زهره زهره رفته که او را گوشه چادر نگیرد

G667:9

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 سماع صوفیان می درنگیرد·که آتش هیزمی را تر نگیرد
  2. 2 یقین می‌دانک جسمانیست آفت·مکوپ این دست تا پا برنگیرد
  3. 3 بیابد خلوت عشرت مسیحا·اگر مجلس ز گاو و خر نگیرد
  4. 4 چرا در بزم خلوت بی‌گرانان·دل ما عیش را از سر نگیرد
  5. 5 نه اصل این بنا باشد کلوخی·کلوخی لطف آن دلبر نگیرد
  6. 6 که چشم حقد یوسف را نداند·که بانگ چنگ گوش کر نگیرد
  7. 7 ز هر آهو نه صحرا مشک یابد·ز هر گاوی جهان عنبر نگیرد
  8. 8 ز هر نی ناله مشتاق ناید·و هر مرغی ز نی شکر نگیرد
  9. 9 چه داند لطف زهره زهره رفته·که او را گوشه چادر نگیرد
  10. 10 می جان را به جز جانی ننوشد·که جسمانی می انور نگیرد
  11. 11 نه هر ابری حریف ماه گردد·که اختر را به جز اختر نگیرد
  12. 12 اگر دلدار گیرد در جهان کس·از این دلدار ما خوشتر نگیرد
  13. 13 خداوند شمس دین آن نور تبریز·که هر کس را چو من چاکر نگیرد

ganjoor: sh667 · public domain