沙姆斯集› 抒情詩 696› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۹۶
- بیچاره دلی که ماند بیتو طوطیست ولی شکر ندارد
G696:2
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 بیچاره کسی که زر ندارد·وز معدن زر خبر ندارد
- 2 بیچاره دلی که ماند بیتو·طوطیست ولی شکر ندارد
- 3 دارد هنر و هزار دولت·افسوس که آن دگر ندارد
- 4 میگوید دست جام بخشش·ما بدهیمش اگر ندارد
- 5 بر وی ریزییم آب حیوان·گر آب بر آن جگر ندارد
- 6 بی برگان را دهیم برگی·زان برگ که شاخ تر ندارد
- 7 آنها که ز ما خبر ندارند·گویند دعا اثر ندارد
- 8 نزدیک آمد که دیده بخشیم·آن را که به ما نظر ندارد
- 9 خاموش که مشکلات جان را·جز دست خدای برندارد
ganjoor: sh696 · public domain