沙姆斯集› 抒情詩 712› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۱۲
- تلخش چو بنوشی و بخندی در ذات تو تلخیی نماند
G712:4
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 خوش باش که هر که راز داند·داند که خوشی، خوشی کشاند
- 2 شیرین چو شکر تو باش شاکر·شاکر هر دم شِکر ستاند
- 3 شُکر از شِکرست آستینپر·تا بر سر شاکران فشاند
- 4 تلخش چو بنوشی و بخندی·در ذات تو تلخیی نماند
- 5 گویی که چگونهام؟ خوشم من·گویم ترشم دلت بماند
- 6 گوید که نهان مکن ولیکن·در گوشم گو که کس نداند
- 7 در گوش تو حلقهٔ وفا نیست·گوش تو به گوشها رساند
ganjoor: sh712 · public domain