沙姆斯集 抒情詩 73 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۳

  1. آن جان و جهان آمد وان گنج نهان آمد وان فخر شهان آمد تا پرده درد ما را

G73:8

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 آمد بت میخانه تا خانه برد ما را·بنمود بهار نو تا تازه کند ما را
  2. 2 بگشاد نشان خود بربست میان خود·پر کرد کمان خود تا راه زند ما را
  3. 3 صد نکته دراندازد صد دام و دغل سازد·صد نرد عجب بازد تا خوش بخورد ما را
  4. 4 رو سایه سَروَش شو پیش و پس او می‌دو·گرچه چو درخت نو از بن بکند ما را
  5. 5 گر هست دلش خارا مگریز و مرو یارا·کاول بُکشد ما را و آخر بِکشد ما را
  6. 6 چون ناز کند جانان اندر دل ما پنهان·بر جمله سلطانان صد ناز رسد ما را
  7. 7 بازآمد و بازآمد آن عمر دراز آمد·آن خوبی و ناز آمد تا داغ نهد ما را
  8. 8 آن جان و جهان آمد وان گنج نهان آمد·وان فخر شهان آمد تا پرده درد ما را
  9. 9 می‌آید و می‌آید آن کس که همی‌باید·وز آمدنش شاید گر دل بجهد ما را
  10. 10 شمس الحق تبریزی در برج حمل آمد·تا بر شجر فطرت خوش خوش بپزد ما را

ganjoor: sh73 · public domain