沙姆斯集 抒情詩 778 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۷۸

  1. زن ز شوهر ببرد چون به تو آسیب زند مرد چون روی تو بیند سوی زن می‌نرود

G778:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود·چاشنی شکر او ز دهن می‌نرود
  2. 2 بالله ار شور کنم هر نفسی عیب مکن·گر برفت از دل تو از دل من می‌نرود
  3. 3 بوالحسن گفت حسن را که از این خانه برو·بوالحسن نیز درافتاد و حسن می‌نرود
  4. 4 جان پروانه مسکین ز پی شعله شمع·تا نسوزد پر و بالش ز لگن می‌نرود
  5. 5 همه مرغان چمن هر طرفی می‌پرند·بلبل از واسطه گل ز چمن می‌نرود
  6. 6 مرغ جان هر نفسی بال گشاید که پرد·وز امید نظر دوست ز تن می‌نرود
  7. 7 زن ز شوهر ببرد چون به تو آسیب زند·مرد چون روی تو بیند سوی زن می‌نرود
  8. 8 جان منصور چو در عشق توش دار زدند·در رسن کرد سر خود ز رسن می‌نرود
  9. 9 جان ادیم و تو سهیلی و هوای تو یمن·از پی تربیت تو ز یمن می‌نرود
  10. 10 چون خیال شکن زلف تو در دل دارم·این شکسته دلم از عشق شکن می‌نرود
  11. 11 گر سبو بشکند آن آب سبو کی شکند·جان عاشق به سوی گور و کفن می‌نرود
  12. 12 حیله‌ها دانم و تلبیسک و کژبازی‌ها·جان ز شرم تو به تلبیس و به فن می‌نرود

ganjoor: sh778 · public domain