沙姆斯集 抒情詩 784 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۸۴

  1. جان چه کار آید اگر پیش تو قربان نشود جان کنون شد که چو منصور سوی دار شدند

G784:9

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند·زیرکان از پی سرمایه به بازار شدند
  2. 2 عاشقان را چو همه پیشه و بازار توی·عاشقان از جز بازار تو بیزار شدند
  3. 3 سفها سوی مجالس گرو فرج و گلو·فقها سوی مدارس پی تکرار شدند
  4. 4 همه از سلسله عشق تو دیوانه شدند·همه از نرگس مخمور تو خمار شدند
  5. 5 دست و پاشان تو شکستی چو نه پا ماند و نه دست·پر گشادند و همه جعفر طیار شدند
  6. 6 صدقات شه ما حصه درویشانست·عاشقان حصه بر آن رخ و رخسار شدند
  7. 7 ما چو خورشیدپرستان همه صحرا کوبیم·سایه جویان چو زنان در پس دیوار شدند
  8. 8 تو که در سایه مخلوقی و او دیواریست·ور نه ز آسیب اجل چون همه مردار شدند
  9. 9 جان چه کار آید اگر پیش تو قربان نشود·جان کنون شد که چو منصور سوی دار شدند
  10. 10 همه سوگند بخورده که دگر دم نزنند·مست گشتند صبوحی سوی گفتار شدند

ganjoor: sh784 · public domain