沙姆斯集 抒情詩 789 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۸۹

  1. رسن دوست چو در حلق دلم افتاده‌ست لاجرم چنبر دل جز به رسن می‌نرود

G789:6

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود·چاشنی شکر او ز دهن می‌نرود
  2. 2 بالله ار شور کنم هر نفسی عیب مگیر·گر برفت از دل تو از دل من می‌نرود
  3. 3 همه مرغان ز چمن هر طرفی می‌پرّند·بلبل بی‌دل یک دم ز چمن می‌نرود
  4. 4 جان پروانه مسکین که مقیم لگنست·تن او تا بنسوزد ز لگن می‌نرود
  5. 5 بوالحسن گفت حسن را که از این خانه برو·بوالحسن نیز درافتاد و حسن می‌نرود
  6. 6 رسن دوست چو در حلق دلم افتاده‌ست·لاجرم چنبر دل جز به رسن می‌نرود
  7. 7 مرغ جان از قفس قالب من سیر شده‌ست·وَ زِ امید نظر دوست ز تن می‌نرود

ganjoor: sh789 · public domain