沙姆斯集 抒情詩 791 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۹۱

  1. بی قراریش گشاید در رحمت آخر بر در و سقف همی‌کوب پر اینست کلید

G791:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید·چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید
  2. 2 آن مراد همه عالم چه فرستاد رسول·که بیا جانب ما چون نپرد جان مرید
  3. 3 بپرد جانب بالا چو چنان بال بیافت·بدرد جامه تن را چو چنان نامه رسید
  4. 4 چه کمندست که پر می‌کشد این جان‌ها را·چه ره است آن ره پنهان که از آن راه کشید
  5. 5 رحمتش نامه فرستاد که این جا بازآ·که در آن تنگ قفس جان تو بسیار طپید
  6. 6 لیک در خانه بی‌در تو چو مرغی بی‌پر·این کند مرغ هوا چونک به چستی افتید
  7. 7 بی قراریش گشاید در رحمت آخر·بر در و سقف همی‌کوب پر اینست کلید
  8. 8 تا نخوانیم ندانی تو ره واگشتن·که ره از دعوت ما گردد بر عقل بدید
  9. 9 هر چه بالا رود ار کهنه بود نو گردد·هر نوی کاید این جا شود از دهر قدید
  10. 10 هین خرامان رو در غیب سوی پس منگر·فی امان الله کان جا همه سودست و مزید
  11. 11 هله خاموش برو جانب ساقی وجود·که می پاک ویت داد در این جام پلید

ganjoor: sh791 · public domain