沙姆斯集› 抒情詩 796› 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۹۶
- مریم دل نشود حامل انوار مسیح تا امانت ز نهانی به نهانی نرسد
G796:5
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد·مرده آن تن که بدو مژده جانی نرسد
- 2 سیه آن روز که بینور جمالت گذرد·هیچ از مطبخ تو کاسه و خوانی نرسد
- 3 وای آن دل که ز عشق تو در آتش نرود·همچو زر خرج شود هیچ به کانی نرسد
- 4 سخن عشق چو بیدرد بود بر ندهد·جز به گوش هوس و جز به زبانی نرسد
- 5 مریم دل نشود حامل انوار مسیح·تا امانت ز نهانی به نهانی نرسد
- 6 حس چو بیدار بود خواب نبیند هرگز·از جهان تا نرود دل به جهانی نرسد
- 7 غفلت مرگ زد آن را که چنان خشک شدست·از غم آنک ورا تره به نانی نرسد
- 8 این زمان جهد بکن تا ز زمان بازرهی·پیش از آن دم که زمانی به زمانی نرسد
- 9 هر حیاتی که ز نان رست همان نان طلبد·آب حیوان به لب هر حیوانی نرسد
- 10 تیره صبحی که مرا از تو سلامی نرسد·تلخ روزی که ز شهد تو بیانی نرسد
ganjoor: sh796 · public domain