沙姆斯集› 抒情詩 84› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۴
- شاهانه پیامی کن یک دعوتِ عامی کن تا کی بود ای سلطان این با تو و آن تنها ؟
G84:4
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها·زیرا که منم بیمن با شاهِ جهان تنها
- 2 ای مشعله آورده دل را به سحر برده·جان را برسان در دل دل را مَسِتان تنها
- 3 از خشم و حسد جان را بیگانه مکن با دل·آن را مگذار اینجا وین را بمخوان تنها
- 4 شاهانه پیامی کن یک دعوتِ عامی کن·تا کی بود ای سلطان این با تو و آن تنها ؟
- 5 چون دوش اگر امشب نایی و ببندی لب·صد شور کنیم ای جان نکنیم فغان تنها
ganjoor: sh84 · public domain