沙姆斯集› 抒情詩 873› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۷۳
- مر ابر را که دوشد و آن جا که دررسد الا مگر که ابر نماید به خویش جود
G873:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود·شفتالوی بدزدم او خود نخفته بود
- 2 خندید و گفت روبه آخر به زیرکی·از دست شیر صید کجا سهل درربود
- 3 مر ابر را که دوشد و آن جا که دررسد·الا مگر که ابر نماید به خویش جود
- 4 معدوم را کجاست به ایجاد دست و پا·فضل خدای بخشد معدوم را وجود
- 5 معدوم وار بنشین زیرا که در نماز·داد سلام نبود الا که در قعود
- 6 بر آتش آب چیره بود از فروتنی·کآتش قیام دارد و آب است در سجود
- 7 چون لب خموش باشد دل صدزبان شود·خاموش چند چند بخواهیش آزمود
ganjoor: sh873 · public domain