沙姆斯集 抒情詩 885 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۸۵

  1. عشق ز زنجیر خویش جست و خرد را گرفت عقل ز دستان عشق ناله کنان داد داد

G885:3

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد·دولت بار دگر در رخ ما رو گشاد
  2. 2 سرمه کشید این جهان باز ز دیدار ما·گشت جهان تازه روی چشم بدش دور باد
  3. 3 عشق ز زنجیر خویش جست و خرد را گرفت·عقل ز دستان عشق ناله کنان داد داد
  4. 4 مریم عشق قدیم زاد مسیحی عجب·داد نیابد خرد چونک چنین فتنه زاد
  5. 5 باز دو صد قرص ماه بر سر آن خوان شکست·دل چو چنین خوان بدید پای به خون درنهاد
  6. 6 دولت بشتافته‌ست چون نظرت تافته‌ست·تا که بقا یافته‌ست عاشق کون و فساد
  7. 7 مفخر تبریزیان شمس حق ای خوش نشان·عالم ای شاه جان بی‌رخ خوبت مباد

ganjoor: sh885 · public domain