沙姆斯集› 抒情詩 920› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۲۰
- چو عشق سلسله خویش را بجنباند جنون عقل فلاطون و بوالحسن باشد
G920:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 کسی که عاشق آن رونق چمن باشد·عجب مدار که در بیدلی چو من باشد
- 2 حدیث صبر مگویید صبر را ره نیست·در آن دلی که بدان یار ممتحن باشد
- 3 چو عشق سلسله خویش را بجنباند·جنون عقل فلاطون و بوالحسن باشد
- 4 به جان عشق که جانی ز عشق جان نبرد·وگر درونه صد برج و صد بدن باشد
- 5 اگر چو شیر شوی عشق شیرگیر قویست·وگرچه پیل شوی عشق کرکدن باشد
- 6 وگر به قعر چهی درروی برای گریز·چو دلو گردن از او بسته رسن باشد
- 7 وگر چو موی شوی موی میشکافد عشق·وگر کباب شوی عشق بابزن باشد
- 8 امان عالم عشقست و معدلت هم از اوست·وگرچه راهزن عقل مرد و زن باشد
- 9 خموش کن که سخن را وطن دمشق دلست·مگو غریب ورا کش چنین وطن باشد
ganjoor: sh920 · public domain