沙姆斯集 抒情詩 930 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۳۰

  1. پس دریچه دل صد در نهانی بود که بسته بود خدا بنده خدا بگشاد

G930:5

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد·میان به شکر چو بستیم بند ما بگشاد
  2. 2 به جان رسید فلک از دعا و ناله من·فلک دهان خود اندر ره دعا بگشاد
  3. 3 ز بس که سینه ما سوخت در وفا جستن·ز شرم ما عرق از صورت وفا بگشاد
  4. 4 ادیم روی سهیلیم هر کجا بنمود·غلام چشمه عشقیم هر کجا بگشاد
  5. 5 پس دریچه دل صد در نهانی بود·که بسته بود خدا بنده خدا بگشاد
  6. 6 در این سرا که دو قندیل ماه و خورشیدست·خدا ز جانب دل روزن سرا بگشاد
  7. 7 الست گفت حق و جان‌ها بلی گفتند·برای صدق بلی حق ره بلا بگشاد

ganjoor: sh930 · public domain