沙姆斯集› 抒情詩 982› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۸۲
- بادلان خیره گشته کاین دل کو؟ بیدلان بیخبر که دل آن شد
G982:6
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 یوسف آخرزمان خرامان شد·شکر و شهد مصر ارزان شد
- 2 لعل عرشی تو چو رو بنمود·تن کی باشد که سنگها جان شد
- 3 تختهبند فراق تخت نشست·تاج بر سر که چیست خاقان شد
- 4 عشق مهمان بس شگرف آمد·خانهها خرد بود ویران شد
- 5 پر و بال از جلال حق رویید·قفس و مرغ و بیضه پران شد
- 6 بادلان خیره گشته کاین دل کو؟·بیدلان بیخبر که دل آن شد
- 7 پای میکوب و عیش از سر گیر·به سر من مگو که پایان شد
- 8 زر چو درباخت خواجه صراف·صرفه او برد زانکه در کان شد
- 9 شمس تبریز نردبانی ساخت·بام گردون برآ که آسان شد
ganjoor: sh982 · public domain