沙姆斯集 抒情詩 993 詩節 8 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۹۳

  1. بس کن و خاموش مشو صدزبان چونک یکی گوش نیاورده‌اند

G993:8

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 زان ازلی نور که پرورده‌اند·در تو زیادت نظری کرده‌اند
  2. 2 خوش بنگر در همه خورشیدوار·تا بگدازند که افسرده‌اند
  3. 3 سوی درختان نگر ای نوبهار·کز دی دیوانه بپژمرده‌اند
  4. 4 لب بگشا هیکل عیسی بخوان·کز دم دجال جفا مرده‌اند
  5. 5 بشکن امروز خمار همه·کز می تو چاشنیی برده‌اند
  6. 6 درده تریاق حیات ابد·کاین همگان زهر فنا خورده‌اند
  7. 7 همچو سحر پرده شب را بدر·کاین همه محجوب دو صد پرده‌اند
  8. 8 بس کن و خاموش مشو صدزبان·چونک یکی گوش نیاورده‌اند

ganjoor: sh993 · public domain