沙姆斯集 抒情詩 994 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۹۴

  1. زهر بنوش از قدحی کان قدح از کرم و لطف منقش بود

G994:3

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 دوست همان به که بلاکش بود·عود همان به که در آتش بود
  2. 2 جام جفا باشد دشوارخوار·چون ز کف دوست بود خوش بود
  3. 3 زهر بنوش از قدحی کان قدح·از کرم و لطف منقش بود
  4. 4 عشق خلیلست درآ در میان·غم مخور ار زیر تو آتش بود
  5. 5 سرد شود آتش پیش خلیل·بید و گل و سنبله کش بود
  6. 6 در خم چوگانش یکی گوی شو·تا که فلک زیر تو مفرش بود
  7. 7 رقص کنان گوی اگر چه ز زخم·در غم و در کوب و کشاکش بود
  8. 8 سابق میدان بود او لاجرم·قبله هر فارس مه وش بود
  9. 9 چونک تراشیده شده‌ست او تمام·رست از آن غم که تراشش بود
  10. 10 هر کی مشوش بود او ایمنست·گر دو جهان جمله مشوش بود
  11. 11 مفخر تبریز تو را شمس دین·شرق نه در پنج و نه در شش بود

ganjoor: sh994 · public domain