沙姆斯集› 抒情詩 998› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۹۸
- این دل من ساده و بیمکر بود دید دغلهاش بدآموز شد
G998:4
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 آتش عشق تو قلاووز شد·دوش دلم سوی دل افروز شد
- 2 چون به سخن داشت مرا دوش یار·چون به دم گرم جگرسوز شد
- 3 من چه زنم با دم و با مکر او·کو به دغل بر همه پیروز شد
- 4 این دل من ساده و بیمکر بود·دید دغلهاش بدآموز شد
- 5 هر چه به عالم خوشی شهوتست·همچو پنیر آفت هر یوز شد
- 6 آه که شب جمله در این وعده رفت·بوسه دهم بوسه دهم روز شد
- 7 یار برهنه به قبا میل کرد·عقل دگربار کمردوز شد
ganjoor: sh998 · public domain