بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیهالسلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای میپیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان
努哈(願他平安)警告他的族人:「不要與我作對,我只是遮蔽物,實際上你們是在與真主作對,你們這些被遺棄者。」
- M1:3132 گفت نوح ای سرکشانْ من، من نیممن ز جان مُردم به جانان میزیم
- M1:3133 چون بمُردم از حواسِ بوالبشرحق مرا شد سمع و ادراک و بصر
- M1:3134 چونکِ من، من نیستم این دَم ز هوستپیش این دَم هرکه دَم زد کافر اوست
- M1:3135 هست اندر نقش این روباه شیرسوی این روبه نشاید شد دلیر
- M1:3136 گر ز روی صورتش مینگرویغره شیران ازو مینشنوی؟
- M1:3137 گر نبودی نوح را از حق یَدیپس جهانی را چرا بر هم زدی؟
- M1:3138 صد هزاران شیر بود او در تنیاو چو آتش بود و عالم خرمنی
- M1:3139 چونک خرمن پاس عشر او نداشتاو چنان شعله بر آن خرمن گماشت
- M1:3140 هر که او در پیش این شیر نهانبیادب چون گرگ بگشاید دهان
- M1:3141 همچو گرگ آن شیر بر دراندشفانتقمنا منهم بر خواندش
- M1:3142 زخم یابد همچو گرگ از دست شیرپیشِ شیرْ ابله بُوَد کو شد دلیر
- M1:3143 کاشکی آن زخم بر تن آمدیتا بُدی کایمان و دل سالم بُدی
- M1:3144 قوَتم بگسست چون اینجا رسیدچون توانم کرد این سِر را پدید
- M1:3145 همچو آن روبه کمِ اشکم کنیدپیش او روباه بازی کم کنید
- M1:3146 جمله ما و من به پیش او نهیدمُلکْ مُلکِ اوست مُلک او را دهید
- M1:3147 چون فقیر آیید اندر راه راستشیر و صیدِ شیر خود آن شماست
- M1:3148 زانک او پاکست و سبحان وصف اوستبی نیازست او ز نغز و مغز و پوست
- M1:3149 هر شکار و هر کراماتی که هستاز برای بندگان آن شهست
- M1:3150 نیست شه را طمع بهر خلق ساختاین همه دولت خنک آنکو شناخت
- M1:3151 آنک دولت آفرید و دو سراملک و دولتها چه کار آید ورا
- M1:3152 پیش سبحان پس نگه دارید دلتا نگردید از گمان بد خجل
- M1:3153 کو ببیند سِر و فکر و جست و جوهمچو اندر شیرِ خالص تارِ مو
- M1:3154 آنک او بی نقش سادهسینه شدنقشهای غیب را آیینه شد
- M1:3155 سِر ما را بیگمان موقن شودزان که مؤمن آینهٔ مؤمن بود
- M1:3156 چون زند او نقد ما را بر محکپس یقین را باز داند او ز شک
- M1:3157 چون شود جانش محکِ نقدهاپس ببیند قلب را و قلب را