بخش ۶۴ - عذر گفتن خرگوش
兔子道歉
- M1:1163 گفت خرگوش الامان عذریم هستگر دهد عفو خداوندیت دست
- M1:1164 گفت چه عذرْ ای قصورِ ابلهاناین زمان آیند در پیش شهان
- M1:1165 مرغِ بیوقتی سرت باید بُریدعذرِ احمق را نمیشاید شنید
- M1:1166 عذرِ احمق بدتر از جُرمش بودعذرِ نادان زهرِ هر دانش بود
- M1:1167 عذرت ای خرگوشِ از دانش تهیمن نه خرگوشم که در گوشم نهی
- M1:1168 گفت ای شه ناکسی را کس شمارعذر اِستم دیدهای را گوش دار
- M1:1169 خاص از بهر زَکات جاه خودگمرهی را تو مَران از راه خود
- M1:1170 بحر کو آبی به هر جو میدهدهر خسی را بر سَر و رو مینهد
- M1:1171 کَم نخواهد گشت دریا زین کرماز کرم دریا نگردد بیش و کَم
- M1:1172 گفت دارم من کرم بر جای اوجامهٔ هر کس بُرم بالای او
- M1:1173 گفت بشنو گر نباشم جای لطفسر نهادم پیش اژدرهای عُنف
- M1:1174 من به وقت چاشت در راه آمدمبا رفیق خود سوی شاه آمدم
- M1:1175 با من از بهر تو خرگوشی دگرجُفت و همره کرده بودند آن نفر
- M1:1176 شیری اندر راه قصد بنده کردقصدِ هر دو همرهِ آینده کرد
- M1:1177 گفتمش ما بندهٔ شاهنشهیمخواجهتاشانِ کِهِ آن درگهیم
- M1:1178 گفت شاهنشه کی باشد شرم دارپیش من تو یاد هر ناکس میار
- M1:1179 هم ترا و هم شهت را بَردَرمگر تو با یارت بگردید از درم
- M1:1180 گفتمش بگذار تا بارِ دگرروی شه بینم برم از تو خبر
- M1:1181 گفت همره را گِرو نِه پیش منور نه قربانی تو اندر کیش من
- M1:1182 لابه کردیمش بسی سودی نکردیار من بستد مرا بگذاشت فَرد
- M1:1183 یارم از زفتی دو چندان بُد که منهم به لطف و هم به خوبی هم به تن
- M1:1184 بعد ازین زان شیر این رَه بسته شدحال ما این بود و با تو گفته شد
- M1:1185 از وظیفه بعد ازین اومید بُرحق همی گویم ترا والحقُّ مُرّ
- M1:1186 گر وظیفه بایدت ره پاک کنهین بیا و دفع آن بیباک کن