بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیهالسلام کی چه میفرمایی اول تو اندازی عصا
魔術師們向穆薩(願主平安)表示敬意,說:「你吩咐什麼?你先擲杖嗎?」
- M1:1621 ساحران در عهد فرعون لعینچون مری کردند با موسی بکین
- M1:1622 لیک موسی را مقدم داشتندساحران او را مکرم داشتند
- M1:1623 زانک گفتندش که فرمان آن تستگر همی خواهی عصا تو فکن نخست
- M1:1624 گفت نی اول شما ای ساحرانافکنید ان مکرها را درمیان
- M1:1625 این قدر تعظیم دینشان را خریدکز مری آن دست و پاهاشان برید
- M1:1626 ساحران چون حق او بشناختنددست و پا در جرم آن در باختند
- M1:1627 لقمه و نکتهست کامل را حلالتو نهای کامل مخور میباش لال
- M1:1628 چون تو گوشی او زبان نی جنس توگوشها را حق بفرمود انصتوا
- M1:1629 کودک اوّل چون بزاید شیرنوشمدّتی خامُش بوَد او جمله گوش
- M1:1630 مدّتی میبایدش لب دوختناز سخن، تا او سخن آموختن
- M1:1631 ور نباشد گوش و تیتی میکندخویشتن را گنگِ گیتی میکند
- M1:1632 کرّ اصلی کِش نبُد ز آغاز گوشلال باشد، کی کند در نطق جوش؟
- M1:1633 زانکه اوّل سمع باید نطق راسوی منطق از رهِ سمع اندر آ
- M1:1634 وادخلوا الابیات من ابوابهاواطلبوا الاغراض فی اسبابها
- M1:1635 نطق کان موقوف راه سمع نیستجز که نطق خالق بیطمع نیست
- M1:1636 مبدعست او تابع استاد نیمسند جمله ورا اسناد نی
- M1:1637 باقیان هم در حرف هم در مقالتابع استاد و محتاج مثال ❋
- M1:1638 زین سخن گر نیستی بیگانهایدلق و اشکی گیر در ویرانهای
- M1:1639 زانک آدم زان عتاب از اشک رستاشک تر باشد دم توبهپرست
- M1:1640 بهر گریه آمد آدم بر زمینتا بود گریان و نالان و حزین
- M1:1641 آدم از فردوس و از بالای هفتپای ماچان از برای عذر رفت
- M1:1642 گر ز پشت آدمی وز صلب اودر طلب میباش هم در طلب او
- M1:1643 ز آتش دل و آب دیده نقل سازبوستان از ابر و خورشیدست باز
- M1:1644 تو چه دانی ذوق آب دیدگانعاشق نانی تو چون نادیدگان
- M1:1645 گر تو این انبان ز نان خالی کنیپر ز گوهرهای اجلالی کنی ❋
- M1:1646 طفل جان از شیر شیطان باز کنبعد از آنش با ملک انباز کن
- M1:1647 تا تو تاریک و ملول و تیرهایدان که با دیو لعین همشیرهای
- M1:1648 لقمهای کو نور افزود و کمالآن بود آورده از کسب حلال
- M1:1649 روغنی کاید چراغ ما کشدآب خوانش چون چراغی را کشد
- M1:1650 علم و حکمت زاید از لقمهٔ حلالعشق و رقت آید از لقمهٔ حلال
- M1:1651 چون ز لقمه تو حسد بینی و دامجهل و غفلت زاید آن را دان حرام
- M1:1652 هیچ گندم کاری و جو بر دهددیدهای اسپی که کرهٔ خر دهد
- M1:1653 لقمه تخمست و برش اندیشههالقمه بحر و گوهرش اندیشهها
- M1:1654 زاید از لقمهٔ حلال اندر دهانمیل خدمت عزم رفتن آن جهان